من زشتم!
۱۳۸٩/۸/٥
سلام دوستان ببخشید بعد از مدتها با این پست اومدم اما میخواستم جواب بی ادبی یکی رو بدم الان هم که سرم خیلی شلوغه درس و مشق زیاد دارم به خاطر همین کمتر چرت و پرت هام رو مینویسم تا شما از خوندن آنها زجر بکشید اما من هدفم این نیست دلم میخواد لذت ببرید ولی بهتر از این بلد نیستم بنویسم حالا هم اومدم جواب این شخص رو بدم نمیدونم چرا وقتی کسی انتقاد میکنه یا بهتر بگم توهین نشونی نمیذاره؟
نویسنده: سحر
اولا که ممنون از تعریفهاتون دوما که اون موقع کوچولو تر بودم الان خوشگلم سوماً زندگی فقط قیافه نیست چهارما نورو تاریکیش بد بود پنجما چرا یه نشونی نذاشتید تا جوابتون رو درست حسابی بدم؟ شیشما که من امیرمسعود رو خیلی دوست دارم اما چون که خوشگل تر از من بنا بر این نیست که از من بهتره هفتما که بنده در سن بلوغم قیافم کمی تغییر کرده از اون موقع بهتر شدم هشتما که هر موقع خواستی به کسی چیزی بگی مودبانه بگی تاثیرش بیشتره









در ضمن من نمیگم که خوشگلم یا زشت نیستم اما هیچ وقت به کسی نمیگم زشت
قهوه تلخ
۱۳۸٩/٦/٢٩
سلام دوستان عزیزم امیدوارم که خوش و سر حال و همیشه خندان باشید
حتما فهمیدید که یک هفتهای هست که سریال قهوه تلخ به بازار اومده و خیلیهاتون هم این سریال زیبا رو دیدید میخواستم بگم که این سریال فوقالعاده رو از دست ندید و هر هفته این سریال رو از سر کوچتون بخرید چون که این سریال ارزش این رو داره که آدم وقت براش بذاره اشکالی نداره ما جور صدا و سیما رو میکشیم تا اینکه امثال آقای مهران مدیری بتونند خنده رو به لب ما بیاورند ما باید از این هنرمندان دوست داشتنی کشورمون حمایت کنیم که آنها هم نا امید نشوند و از کار دست نکشند که ما مجبور شیم ۲۴ ساعته فارسی۱ ببینیم اما از یه لحاظ خوب شد چون که بازهم تلویزیون ایران رو نمیبینم
از همتون خواهش میکنم که این سریال رو بخرید و کپی نکنید چون که این جوری هم به آقای مهران مدیری و کسانی که این سریال زیبا رو ساخته اند ضرر میزنید هم اینکه از قرعه کشی محروم میشید و به قول آقای مهران مدیری این کار غیر انسانی است
در هر صورت من خواستم که ازتون خواهش کنم به آقای مهران مدیری لطمه نزنید چون ایشون از معدود کسانی هستند که در ایران به ما کمک میکنند که یکم بخندیم و شاد باشیم و همیشه کاراشون زیبا بوده و از نظر خودشون این بهترین کارشونه تا اینجایی که من دیدم به نظرم پتانسیل این رو داره که بهترین کار آقای مدیری بشه در ضمن به سایت قهوه تلخ هم سر بزنید
در ضمن من گفتم فارسی۱ فکر نکنید میگم فارسی۱ خوب نیست من خودم همه سریال هاش رو تا جائی که بتونم میبینم اما علت اینکه ما فارسی۱ میبینیم اینه که صدا و سیما برنامههای خوبی برای ما نمیذاره ولی باید ازشون ممنون باشیم که گذاشتند سیدی قهوه تلخ بیرون بیاد و گرنه همین یکم خنده رو هم نداشتیم
حتما پشت بستههای سیدی قهوه تلخ دیدید که آقای مهران مدیری امضا کرده لطفا کپی نکنید..... ! منم میگم اما از امضا تصویریم استفاده میکنم
لطفا کپی نکنید..... !

چرا مینویسم؟
۱۳۸٩/٦/۱۸چند وقته که اصلا حال و حوصله نوشتن ندارم با خودم فکر می کنم من برای چی می نویسم؟ چرا می نویسم؟ توی این یک سال و خورده ای که من این وبلاگ رو راه انداختم دوست های خوبی پیدا کردم اما تعداد این دوستان زیاد نبود که به نظر من پنج تا دوست با معرفت بهتر از پنجاه تا دوست نامرده که به نظرم تو این کار لا اقل موفق بودم می خواستم بگم که دیگه دوستان من را کمتر میبینید و کمتر آفتابی میشم اصلا از اولش به نظرم اشتباه کردم آخه یه آدم پانزده ساله چه حرفی برای گفتن داره به جز چرت و پرت گفتن هر دفعه که یه پست میگذاشتم میدونستم دارم مزخرف می نویسم اما گفتم به جز این چیزا چیزی ندارم بنویسم دلم نمی خواد مثل خیلی از دوستان که بهتره اسم نبرم برم و یه حال و احوالی از رفقام نکنم قول میدم که به همتون سر بزنم
این پست پست خداحافظی من نیست دارم میگم که دیگه کمتر پیدام میشه گاهی به گداری یه چیزی می نویسم اما به همتون سر میزنم و نوشته های دوست داشتنیتون رو می خونم امسال هم چون میرم دبیرستان و حجم درسیم بیشتر شده کم تر پیدا میشم
از همتون ممنون که توی این یک ساله نوشته هام رو تحمل کردید همتون رو دوست دارم درسته من کمتر میام اما منو فراموش نکنیدا چون بازم میام

این همه عاشق داری!
۱۳۸٩/٥/٢۳سلام دوستان در دو پست قبل گفتم که آهنگی انگار دزدیده شده
اما معلوم شد اون هم از یکی دیگه خونده بهتر از کلمه توهین آمیز دزدی استفاده نکنم چون خیلی زشته اصل موضوع اینه که بابک بیات این آهنگ رو می خواند بعدش آقای علیرضا عظیمی اون رو برای بار دوم می خواند و بار سوم هم نوبت آقای شهرام صولتی است حالا نوبت چهارم مونده اگر کسی نخونه من خودم می خونم ها!
ماه رمضان هم شروع شده که همه دارن روزه می گیرند و یادی از فقیر فقرا می کنند اما من یکی چون زیادی لاغرم یادی از آنها نمی کنم انشاا... چند سال بعد هر کی وقت کرد جای ما هم بگیره
امروز همرفتم یه جورایی کچل کردم می خواستم شبیه ونتراث میلر بشم اما نشد خوشگل تر شدم
کم کم هم داره مدرسه ها شروع میشه البته برای ما داره تازه تموم میشه از 12 تیر رفتیم کلاس تابستانی این اولین استقبالشون از ما بود هنوز وارد دبیرستان نشده گفتند بیان کلاس تابستانی این یکشنبه و سه شنبه برم باید 3 تا امتحان بدیم که کارنامه تابستانی بدند و بریم پی کارمون تا یک مهر
آهنگ بابک بیات رو هم می گذارم تا دانلود کنید و حالش رو ببرید

تلفنی از راه دور
۱۳۸٩/٥/۱۸سلام دوستان امروز می خواهم مطلبی را بنویسم که خیلی من را خوشحال کرد
اواخر بهار بود گفتم برم به پیشواز تعطیلات و رفتم تو تراوین و ایکاریم حساب باز کردم با تراوین کار ندارم اما ایکاریم خیلی بازی جذابی برای من شده و یک دوست بسیار عزیزی پیدا کردم که برام مثل برادرم می مونه در ضمن هم سن داداشم هم هست امروز رفته بودم باشگاه و خسته و کوفته برگشتم اومدم پای کامپیوتر که دیدم همین دوست عزیزم که اسم گلش امیر است بهم پیام داده و ازم شماره تلفنم رو خواست من هم تا 9 آخر شمارم رو زدم یهو گوشیم زنگ خورد
گوشی رو برداشتم و دیدم یکی داره می گه ...hi amir دیگه صداش قطع شد ( در ضمن لازم به ذکر است که امیر جان خیلی به زبان من اهمیت میده و با من انگلیسی حرف میزنه تا زبانم بهتر بشه هر دفعه هم نصیحتم می کنه که زبانت رو بخون منم میگم دارم می خونم این نکته رو نگفتم بهش اما الآن می گم که 3 سال دیگه زبانم تموم میشه اون موقع فقط باهات انگلیسی حرف میزنم)بریم سز اصل مطلب دوباره زنگ زد و گوشیو برداشتم یکی گفت تو که زبانت خوب بود گلم منم گفتم امیر جان شمایی ... خلاصه خیلی هول شدم(نمی دونم املاش درسته یا نه اگر غلطه ببخشید)اصلا مونده بودم چی بگم انگار یک شک بود برام نمی دونم چی بود اما داشتم لبخند میزدم و خیلی خوشحال شده بودم انگار بهم دنیا رو دادند
خلاصه یکم خوش و بش کردیم
خستگی که از باشگاه داشتم در رفت و حسابی خوشحال بودم و هنوز هم خوشحالم بعضی اوقات با چه کارهای کوچکی که در ذهن دیگری بزرگ است می توان او را خوشحال کرد
امیر جان خیلی ازت ممنونم
این گلهای زیبا رو هم تقدیم می کنم به امیر عزیزم امیدوارم خوشت بیاد امیر جان

حسودی یا ستایش
۱۳۸٩/٥/۱٦سلام دوستان من تا حالا توی این 15 سال زندگیم این قدر حرص نخورده بودم همون طور که می دونید آقای شهرام صولتی آهنگ حسودی را جدیدا منتشر کرده اند امروز سر ناهار داشت این آهنگ رو پخش می کرد که من بر گشتم به یک سال قبل و همین آهنگ در ذهنم مرور شد با خودم گفتم من این آهنگ رو شنیده ام باز یکم گذشت شکم بیشتر شد و دیگه داشتم دیوانه می شدم شانس من دیروز هم نشستم فیلم عروسی برادرم را دیدم و خواننده عروسی یعنی آقای علیرضا عظیمی صداش هنوز تو گوشم بود من بعد از عروسی برادرم 3 آهنگ ایشان را دانلود کردم جرقه ای در ذهنم زد که این آهنگ رو عظیمی خونده سریع رفتم و آهنگش را پخش کردم دیدم مو نمیزنه من نمیدونم که این آهنگ رو خریده یا نه اما به نظرم کسی که تو این لول کار می کنه نباید همچین سوتی بده حالا میگیم آهنگ های نانسی اجرم بود یه چیزی اما از جوونی که تو ایران کار می کنه دیگه نباید دزدی کرد حالا شاید هم من اشتباه می کنم و با اجازه ایشون این کار انجام شده باشه که امیدوارم این جوری باشه و اگر اینجوری باشه من از همتون عذر می خوام اما اگر این جوری نباشه واقعا نامردیه
همون طور که می دونید دودا و گیسا جایی برای دانلود نداره اما این یک مورده نادره و من این دو آهنگ رو برای دانلود گذاشته ام
اول آهنگ علیرضا عظیمی که من یک سال پیش گوش دادم

دوم آهنگ شهرام صولتی که یه یک هفته ای که اومده

من عذر می خوام اگر اشتباهی انجام داده ام اما اگر درست گفته باشم خیلی به خودم حال دادم
تفریح
۱۳۸٩/٤/۳٠سلام به همه دوستان می دونم که الآن می گید من بی معرفتم و زیاد سر نمی زنم اما اصلا حال و حوصله ندارم و هر روز هم کلاس دارم بقیه اش رو هم دارم بازی می کنم چی کار کنیم تابستونه دیگه
البته درس و مشقم بهمون دادم خیر سرمون تابستونه برامون کلاس گذاشتند امسال هم رفتم دبیرستان برام یکم سخته تو راهنمایی از بزرگترین بچه های مدرسه بودم و تو مدرسه ریش و سبیلم از همه بیشتر بود اما الآن شدیم کوچکترین مدرسه و صورت بعضی ها رو می بینم وحشت می کنم و یاد جنگل می افتم
تابستونمون هم زیاد فرقی با زمستونمون نداره فقط گرماش طاقت فرساست خدا رو شکر جای خاصی هم برای تفریح نداریم که بریم خوش بگذرونیم یا باید بریم خون اقوام یا باید بریم تو خیابون قدم بزنیم که با این گرما کی میره بیرون خلاصه تفریحمون فقط با تکنولوژی شده بشینیم پای کامپیوتر از اون ور پلی استیشن یا X-box 360 تلویزیون هم که چیزی نداره یه فاصله هاست که از پارسال اون فیلم مسخره رستگاران رو دیدم تصمیم گرفتم دیگه سریال ایران به جز طنز هاش رو نبینم البته نمی دونم شاید فاصله ها خوب باشه که اگر این جوری باشه از بد شانسی ماست که بعد از سال ها یه سریال خوب ساختن و ما ندیدیم فارسی 1 هم که دیگه شده دشمن و به جمع پارازیتی ها پیوست و از این سریال ها هم محروم شدیم
خلاصه که اگر جایی برای تفریح پیدا کردید به منم بگید بازم ببخشید که کم سر می زنم
در ضمن هر کی منو می بینه می گه یکم غذا بخور یا می گه چقدر لاغر شدی خوب چی کار دارین که من 6 کیلو لاغر شدم
راستی می گم جایی برای تفریح مثل اینا نه ساحل شمال که نمیتونی توش راه بری این قدر کثیفه و پر آشغال و شیشه خورده است
کاش من اینجا بودم

پایان یا شروع
۱۳۸٩/۳/٢٩سلام دوستای گلم دلم خیلی براتون تنگ شده بود چند وقتی درگیر امتحانات بودم و آزمون ورودی چونامسال میرم اول دبیرستان
این امتحانات هم با داستان هایی طولانی همراه است و یک سوال مهم برام به وجود اومده اینه که کنکور 4 ساعته اما چرا آزمون علامه طباطبایی 3 ساعته
دبیرستان علامه طباطبایی آزمون ورودیش روز 5 شنبه 20 خرداد بود ساعت 2 بعد از ظهر واحد آبشناسان! خونه ما هم تهرانپارس هست از این جا کوبوندیم رفتیم اونجا تا ساعت 5 امتحان داشتم جدا از گرماش خیلی بهم فشار اومد چون که اصلا حال و حوصله امتحان و بعدش هم کلاس زبان رو نداشتم از اون جا یک راست رفتم کلاس زبانم که تو هفت حوضه ساعت 8 کلاسم تموم شد بر خلاف روز های دیگه که پنجشنبه ها شلوغه یک ماشین هم پیدا نکردم و مجبور شدم که از هفت حوض تا خیابان بهار پیاده بیام در ضمن پنجشنبه ها هم که فرار از زندان داره منم ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه رسیدم خونه و 10 دقیقه ای یه دوش گرفتم و جلوی تلویزیون ولو شدم و وقتی که فیلم و دیدم رفتم یه شامی خوردم و بعدش به آغوش گرم پتو رفتم و خوابیدم
این بود جریان سخت ترین روز زندگیم تا حالا خدا را شکر علامه قبول شدم اما چون راهش خیلی دوره میرم به دبیرستان مجتمع خودمون که راهنمایی هم اونجا بودم یعنی سیدالشهدا
دیگه 2ماه تابستون رو هم باید درس بخونیم و بریم مدرسه ما نفهمیدیم مدرسمون شروع شد یا تموم شد اما هر چی شد تو این 3 ماه می خوام فقط بازی کنم تا یکم حالم سر جاش بیاد
ببخشید این قدر بد نوشتم چون حال ندارم تایپ کنم اما تو تابستون زیاد بهتون سر میزنم و سعی می کنم بیشتر به روز شم

یک سال؟!
۱۳۸٩/٢/٢٢دقیقا یک سال پیش بود که تصمیم گرفتم یک نقطه ای از جهان اینترنت را بگیرم و وبلاگی به نام سحابی را به راه انداختم و پس از مدتی دیدم که خیلی ضایه است سحابی!!! اینم شد اسم با خودم فکر کردم که اسمش را چی بگذارم بالاخره یاد دو دوست خیالی قدیمی افتادم و اسمش را گذاشتم دودا و گیسا الآن دقیقا یک سال گذشته و من در این یک سال با دوست های خیلی خوبی آشنا شدم که بعضی هاشون رفتند و بعضی هاشون هنوز هستند درسته که وبلاگم بیننده خیلی کمی داره اما برای من مهم نیست که چند نفر به دودا و گیسا سر میزنند مهم اینه که موفق شدم در این یک سال با دوستانی با معرفت و خوب آشنا شده ام
در این یک سال خیلی سعی کردم که مطالبی زیبا و قابل خواندن بگذارم اما زیاد موفق نبودم چون تجربه بسیار کمی دارم اما امیدوارم که در سالهای آینده بتوانم قدرت نگارشم را بالا ببرم
در این یک سال با مسائلی خوب و بد رو به رو شدم که امیدوارم در سالهای آینده بتوانم به خوبی هایش بیفزایم و از بدیهایش بکاهم این امر را میتوانید در پست های من ببینید که اکثرا آه و ناله بود که این آه و ناله فقط مربوط به من نیست بلکه تو این یک سال بیشتر وبلاگ ها به سوی بدی روان شد اما من مطمئنم که در یک سال دیگر این گونه نخواهد بود
خلاصه خوشحالم که توانسته ام دودا و گیسا را برای یک سال نگه دارم (البته کمی هم سحابی بود)
دلم هم میخواد که همه میتوانستند از این کیک بوخورند اما حیف که نمی شود من هم به احترام شما ها از این کیک نخوردم

نمایشگاه کتاب
۱۳۸٩/٢/۱٧سلام چند وقتی است که کم پیدام چون هم خیلی درس داشتم هم حال و حوصله نداشتم که تایپ کنم اما حالا حال و حوصله اش رو دارم
دیروز یعنی 5شنبه 16 اردیبهشت با جمعی از دوستان رفتیم نمایشگاه کتاب تا مترو مصلی را که بدون دردسری رفتیم اما موضوع از خروجی مصلی شروع شد را 30 ثانیه ای را 20 دقیقه ای رفتیم تازه اون هم با مشقت هایی بسیاری از این جا فهمیدم که مردمی که میانگین کتاب خوانیشان 2 ثانیه در روز است چه قدر مشتاقند برای دور ریختن پول و وقت
خلاصه رفتیم و وارد غرفه کودک و نوجوان شدیم اما به نظرم فقط غرفه کودک بود چون هیچ کتابی در سطح سن ما پیدا نمیشد تصمیم گرفتیم بریم به غرفه ناشران عمومی اون جا باز بدی نبود لا اقل تونستیم دو سه تا کتاب بخریم
اما مفرح ترین بخشش این بود که فقط خوردیم بنده که به شخصه برای اینکه کل دوستم را بخوابونم 3 تا دلستر خوردم اما به عواقبش فکر نکردم که باعث شد یه نیم ساعتی دیر تر برسیم خونه
خلاصه مطلب جاتون خالی خیلی خوش گذشت امیدوارم که هر کس هر کتابی میخره را بخوانه
در ضمن اگر دیدید من را تلویزیون نشان داد تعجب نکنید چون جلوی هر دوربینی که دیدم یه دستی تکون دادم
