دودا و گیسا

دل نوشته های امیرعلی

 
اسکار
نگارنده : امیرعلی - هنگام٧:۳٧ ‎ب.ظ حک شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱٤
 

بعد از چند وقت دستم تکون خورد و کامپیوترم ظاهرا خوب شده

میخوام درباره جایزه اسکار بنویسم

دیروز در تلویزیون 10 فیلم کاندید را اعلام کرد که از بین 10 تا 3 تا از آنها را دارم و 2 تاش را دیدم و وقت نکردم اون یکی را ببینم یکیش avatar است که به شدت فیلم خوبی است و حاضرم شرط ببندم که اسکار رو شاخشه دومیش up است که کارتونی بسیار جذاب و دلنشین است و جدا از جذابیت ظاهری خیلی کارتونی پی دار بود و فیلمنامه اش هم به شدت عالی بود و من خودم از شخصیت راسل خوشم میاد که توصیه میکنم این دو تا فیلم را اگر ندیدید حتما ببینید

در آخر هم up in the air است که هنوز ندیدم و وقتش پیش نیامده 

کلا علاقه زیادی به فیلم دارم و سعی میکنم روزی یک فیلم را ببینم اکثرا هم اکشن در غیر این صورت خیالی یا کمدی که در کمدی ها the hang over قشنگ است (از نظر من) و در خیالی هم avatar که خیلی عیده خوبی برای فیلمنامه اش داشته و در 5 هفته اخیر پر فروش ترین فیلم آمریکا بوده و هم اکنون پر فروش ترین فیلم تاریخ جهان است و در فیلم های اکشن سه قسمت bourne است که هر کدام را حداقل 10 بار دیدم و خیلی باحاله


 
comment نفس های گرم دوستان ()
 
 
مگه جون جوونامون کشکه!
نگارنده : امیرعلی - هنگام۸:٥٦ ‎ب.ظ حک شده در ۱۳۸۸/۱۱/٥
 

من امروز یک خبر تکان دهنده شنیدم مبنی بر این که آقای کروبی اعلام کرده این حکومت درست است

من نمیدونم چرا این قدر نامردین ندا و سهراب بس نبودند اومدین این همه وعده دادید و حرف زدید و سخنرانی کردید و خیلی ها را طرف دار خود ساختید فقط میخواستید جوونامون را بکشید تا راحت شید چی شد حالا در رفتین و موسوی رو تنها گذاشتید

اما باز هم ادامه دارد ما میجنگیم تا به پیروزی برسیم چه با کروبی و موسوی چه با هر کس دیگر اما این معلوم است که پیروزی برای ماست

چیز جالبی که در ذهنم تصور میکنم این است که در روز 22 بهمن مردم چه شعار هایی به کروبی میدن دمشون هم گرم

چند وقت بود حال نداشتم چیزی بگم امتحانام تموم شد یکم راحت شدم

راستی ساسی مانکن بعد از عمری یک آهنگ خوند و دل ما را شاد کرد

 


 
comment نفس های گرم دوستان ()
 
 
ویروس
نگارنده : امیرعلی - هنگام۱٠:۱۸ ‎ق.ظ حک شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱٧
 

تو این یک هفته ای که نبودم دلم میخواست باشم اما نمیتونستم اگر بخوام خالی ببندم میگم درس داشتم اما چون که از صبح تا شب وقت داریم تا درس بخوانیم وقت آزاد زیاد داشتم و علت اصلی اینکه پیدام نیود ویروسی بود که در حمله غافلگیرانه گند زد به کامپیوترم و پوزه اش را به خاک مالوند ما هم تا اینکه ویندوز نصب و کنیم و این جور حرفا یکم طول کشید چون هر دفعه داداشم یادش میرفت که سی دی را بیاره و خلاصه نشد تا اینکه دیشب ویندوز جدید را نصب کردیم و کمی سر حال اومدم صبح که از امتحان برگشتم دیدم دوباره این نامرد قاطی کرده اما دیگه نیازی به نصب ویندوز نداشت و درست شد

هر چی میکشیم از دست این مملکت گل و بلبلمون چون که به لطف تحریم هایی که از طرف کشورهای دیگر شده ایم هیچ چیزی را نمیتوانیم از گوگل دانلود کنیم مجبور شدم از سایتی دیگر دانلود کنم که تا دانلودش کردم کامپیوترم قاط زد

آخه من نمیدونم چرا ما اینقدر بدبختیم که نمیتوانیم یک برنامه 2 مگی را دانلود کنیم که اگر دانلود کنیم مجبور میشیم که کل دم و دستگاهمون را درست کنیم

دیگه وقت ندارم اضافه تر بگم چون تمام برنامه هام پاک شده دارم هی دانلود میکنم سرم شلوغهکلافه

 


 
comment نفس های گرم دوستان ()
 
 
تکامل معکوس
نگارنده : امیرعلی - هنگام٦:۱٥ ‎ب.ظ حک شده در ۱۳۸۸/۱٠/۳
 

ایران 2500 سال تمدن دارد و در این تمدن سلسله های زیادی وجود دارد در طی این 2500 سال خیلی ها خوب بودند و خیلی ها بد بودند که اکثر حکومت هایی که خوب بودند در اوایلش بودند و هر حکومتی که بد بوده معمولا در آخرین سالها بوده اصل حرف من این نیست

برای ساختن یک لیوان خیلی تلاش میشود اما در یک ثانیه تمام آن زحمت ها به باد میرود همان طور که کاغذ برای تولید شدنش بسیار زحمت کشیده میشود اما دو دست احتیاج دارد و کمی انرژی برای خراب کردن تمام این زحمات و همچنین برای رفاقت با کسی باید مهر و محبتمان را به او نشان تا بتواند با ما رفاقت کند و دوست ما شود اما یک حرف کوچک تمام این چیزها به هم میخورد

برم سر اصل مطلب کشور ما ایران با زحماتی زیاد و جنگ های زیاد و از خود گذشتگی های فراوان و هزاران کار مفید دیگر به قدرت رسید و قلمرو زیادی را در بر گرفت اما در چند قرن اخیر و مخصوصا در این دوران یعنی حدودا از زمان قاجار تا حالا به اوج بدبختی خود رسیده است آن همه وسعت تبدیل شده به یک گربه آن همه قدرت تبدیل شده به تحریم شدن آن همه آبرو تبدیل شده به اعتراضات مردم و بی آبرویی

برای ساختن چیزی خیلی زحمت کشیده میشود اما وقتی که تمام آن زحمت ها از بین برود بازسازی آن همه زحمت خیلی سخت است و طولانی

2500 سال در عرض 200 سال و بیشتر آن در چند سال اخیر به باد رفت حالا برای جبران این همه گند کاری یه دو سه میلیون سالی لازم است که به عمر ما نمیرسه اما ما باید تلاشمون را بکنیم که این عمل زودتر انجام گیرد تا این که نوادگان ما راحت باشد و مشکلی نداشته باشند

پس بیایید به هم دیگر در این کار سخت یاری رسانیم

این هم تکامل معکوس ماست که به جای آن که پیشرفت کنیم پسرفت کردیم درست است علم پیشرفت کرده اما همه چیز پسرفت داشته

تمام این ها تنها از خودخواهی دیگران است که ضرر زیادی به ما زده اند

 


 
comment نفس های گرم دوستان ()
 
 
ساسی مانکن کجایی؟
نگارنده : امیرعلی - هنگام٥:٢٧ ‎ب.ظ حک شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱
 

در اولین روزهایی که شروع به نوشتن کردن یکی از آهنگ های ساسی مانکن را گذاشتم که آخرین آهنگ او به حساب رسید و آن آهنگ باعث شد که یکی از محبوب ترین رپر های کشورمون به نوعی کناره گیری کنه

آخرین آهنگ او به طوری که سایت او اعلام کرده موشولینا نامیده شده و آهنگ های دیگری که او خوانده (منظور آهنگ کروبی است) دزدی صدای ایشان بوده

اما اخیرا پشت صحنه ای از کلیپ سوسن ساسی مانکن عرضه شد که کمی دل هوادارانش را شاد کرد اما متاستفانه اصل آهنگ بیرون نیامده در این چند وقت خیلی آهنگ از ساسی مانکن خوانده شده اما خود او خواننده اش نبوده

چند وقت پیش که آهنگ های او را گوش میدادم دیدم که این خواننده چقدر زیبا اما با امکانات کم این آهنگ را عرضه کرده و واقعا لذت بردم

متاستفانه جو اخیر ایران به گونه ای بوده که باعث جلوگیری از کارهایی شده مانند این که ساسی مانکن پس از خواندن آن آهنگ به گونه ای میشه گفت به او چراغ قرمز را دادن که پات را از گیلیمت دراز نکن اما آخه این جوون که کاری نکرده به جز شاد کردن دل مردم و از یاد بردن غم و غصه از ذهن آن ها

به امید این که آزادی به گونه ای باشد که ساسی مانکن هم برگرده و دوباره بخواند

 


 
comment نفس های گرم دوستان ()
 
 
انرژی مثبت!
نگارنده : امیرعلی - هنگام٦:٢۸ ‎ب.ظ حک شده در ۱۳۸۸/٩/٢۳
 

سر کلاس دینی معلممون از انرژی مثبت گفت و یه سری خالی بست که دلم میخواست بزنمش

میگفت که انرژی مثبت تو قرآن و زیارت عاشورا و نماز و بوس کردن پا مادر است که میشه از این چیزا انرژی مثبت گرفت حالا بعضی ها میرن موهاشون را درست میکنند میرند هزار تا چیز حرام میخورن ( البته من فقط با مشروب اونم به اندازه متعادل موافقم ولی تا حالا  نخوردم یکم زوده) بعد میرن پارتی و هزار تا کار حرام میکنن منظورش رقصیدن بود

به نظر من فقط به اعتقادات و فکر طرف ربط داره مثلا یه بچه مسلمون و باخدا از موردهای اول انرژی میگیره اما بعضی ها که زیاد اعتقادی ندارن با مورد های دوم حال میکنن یکی با درس خوندن حال میکنه اما یکی نمیتونه فقط درس بخونه

من خودم تا حالا نشده که وقتی قرآن میخونم یا زیارت عاشورا انرژی بگیرم و سرحال بشم اما وقتی که آهنگ  گوش میکنم مثل همین الآن خیلی حال میکنم

این عقیده هاست که فرق بین آدم ها را ایجاد میکنه و همه بدبختی ها از این است و آزادی یعنی این نه این که هر کی خواست هر کاری کنه اما باید به اعتقادات آدم احترام گذاشت و حق آن ها را محترم شمرد

همین نمازی که چندتا پست قبل بود به نظرم باید به فکر من احترام گذاشت اما من چون که زیر بار حرف زور نمیرم وقتی که آقای شمس تو حیاط است میرم و نماز و میخونم و معمولا آخرش میرسم ولی روزایی که پایینه من میمونم بالا و کلی حال میکنم

راستی این چند وقت به دلیل امتحانات میان ترم نتونستم بنویسم اما خدا را شکر تموم شد

به امید این که به عقیده همه احترام گذاشته شود

 


 
comment نفس های گرم دوستان ()
 
 
امیرعلی و امیرمسعود
نگارنده : امیرعلی - هنگام۱۱:٥٥ ‎ب.ظ حک شده در ۱۳۸۸/٩/۱٢
 

امشب عروسی یکی از دوستانمون بود و ما هم به آن عروسی رفتیم و خیلی خوش گذشت مخصوصا به من چون یکی از کسانی را که خیلی دوست دارم را دیدم و با ایشان دو سه تا عکس گرفتم بله خودش امیرمسعود

اعضای ارکس این مجلس امیر شهریار و سعید پانتر و امیر مسعود و چند تن دیگر بودند

خلاصه خواستم که عکسی از خودم و امیرمسعود را در وبم بگذارم تا این که یکم خوشگل و امروزی بشه

تنها چیزی که به من در این عروسی چسبید همین عکس بود چون که پیست رقص هم شلوغ بود نشدش یکم برقصیم

امیر مسعود دوست داریم


 
comment نفس های گرم دوستان ()
 
 
دهان بی موقع باز کردن
نگارنده : امیرعلی - هنگام٦:۱٠ ‎ب.ظ حک شده در ۱۳۸۸/٩/٤
 

امروز میخواهم از مدرسه ام بگم که چه اتفاقاتی توش آفتاد

روز یکشنبه من و چند تا از دوستام نماز را پیچوندیم و رفتیم وایسادیم تو حیاط

معاون کل مدرسه آقای شمس اومد و گفت:شما ها چرا نماز نمیخوانید و وایسادن تو حیاط را بهتر میدونید

منم چون که اگر جواب کسی را ندم شبم روز و روزم شب نمیشه واقعیتی را گفتم: آقا نصف بچه ها وضو ندارن و خودشون میان میگن که ما وضو نداریم و میخندن و میرن پایین شمس هم گفت: شما باید اون ها را ارشاد کنید و با این کارتون خوب ها را بد نشان داده و بد ها را خوب نشان دادید اما اگر ارشادشون کنید درست میشه

دو روز را جیم شدیم امروز داشتیم با دوستامون شوخی میکردیم و بزن بزن که دیدم یکی دستم را گرفت و گفت اسمت چیه؟ گفتم سمیعی

من را برد ته حیاط دوستام هم اومدن و گفتن آقا سمیعی هیچ کارست و از این حرف ها که دکشون کرد رفتند و رو به من کرد و گفت: وضو داری؟ گفتم میخوام بگیرم.گفت شما خیلی بچه خوبی هستید آقای توکلی(مدیر آموزشی پایه سوم) هم گفت که بچه با ادبی هستید اون روز هم که حرفاتون رو گوش دادم ازتون خوشم آمد تو این دو روزم انگار اون ته نشسته بودی اما امروز دست 4تا از دوستاتون رو میگیری و میایی صف اول میشینی ما هم گفتیم چشم و رفتیم نمازمون را خوندیم و نگاهی بهش کردیم و دوتا دستش را بر سینه زد و دو تا دستش را به بالا برد و گفت دعامون کن منم که مخالف با خوندن نماز به زبان عربی هستم (میگم مگه ما عربیم ما فارسیم پس باید فارسی خوند) مجبور شدم که هر روز برم نماز بخونم

دهان بی موقع باز کردن همانا

نماز خواندن از شنبه تا چهارشنبه هم همان


 
comment نفس های گرم دوستان ()
 
 
شکلات
نگارنده : امیرعلی - هنگام٦:٤۸ ‎ب.ظ حک شده در ۱۳۸۸/۸/٢۸
 

بله امروز میخوام دیگه از غم و غصه دست بردارم و از یک خوردنی باحال بگم

من خیلی شکلات دوست دارم و اگر هم بخواهم براتون توصیف شکلات را بگم میگم برید و فیلم شکلات را با بازی جانی دپ ببینید و حال کنید اما اگر ناراحتی قلبی دارید این فیلم را به همراه دو سه کیلو شکلات بوخورید چون ممکن است از دیدن این همه شکلات یک هو خدایی نکرده غش کنید

شکلات خیلی خوش مزه است اما نمیدونم چرا هر چیز خوشمزه ضرر داره و چیز بد مزه هم بسیار ویتامین داره و از این جور حرفا این کجای عدالت من واقعا دارم دیوانه میشم تا شکلات میخوری دندون درد میگیری یا قندت میره بالا و از این چرت و پرت ها خلاصه کلام من حاضرم حال کنم اما ویتامین به بدنم نرسه و مریض بشم

به شما هم توصیه میکنم که شکلات بوخورید البته اگر به فکر سلامتیتون هستید نه این کار را انجام ندید اما تو این همه مریضی و کثیفی این چیزا تاثیر نداره 

 


 
comment نفس های گرم دوستان ()
 
 
تهران
نگارنده : امیرعلی - هنگام٥:٥٧ ‎ب.ظ حک شده در ۱۳۸۸/۸/٢٤
 

در این چند وقت دل منم مثل تهران خاک گرفته

انگار دلش نمیخواد چیزی بگه خیلی حرفا داره اما نمیدونه چه جوری بیانش کنه امروز که رفتم بیرون تا خرید کنم دلم یک هو یه آخی گفت و حرف دلش را زد و از نامردی های مردم و این شهر کثیف گفت

آره اون گفت که این قدر اینجا کثیفه که دهنش باز شد و دل تنگیاش ریخت بیرون

هزار تا حرف گفت که خودم هم یادم رفت

آره تهران کثیف مقصر ماییم منم در این کثیفی سهمی دارم این همه زیبایی کجاست چرا آلودگی ها نمیذارن تا ما ببینیم که در این شهر کثیف با مردم کثیف ترش (از لحاظ فکری البته بلا نسبت شما) این کثیفی را همین امروز دیدم وقتی که داشتم میرفتم دیدم که دو تا دختر وایسادن کنار خیابون و یک ماشین هی داره براش بوق میزنه رفتم و حدودا 15 دقیقه ای را در پاساژ بودم داشتم برمیگشتم دیدم که هنوز پسره داره برای اون ها بوق میزنه واقعا شاخ در آوردم

حالا من نمیدانم که موضوع اون ها چی بود شاید هم دیگر را میشناسند اما از آنجا که کمی من فضولم برام عجیب بود(خیلی از مسئله فضولی بدم میاد اما یکمش را دارم)

شاید این حرفا به درد سن من نمیرسه اما 15 دقیقه یکم عجیب بود بگذریم زیادی رفتم تو کار مردم

یک چیز جالب دیگه اینه که میان تو پارکهای سبز و خرم (این سبزش خیلی خوبهنیشخند) یه تابلو میذارن که آدم فکر کنه هوا خوبه اما دو متر جلوتر را که میبینه چیزی معلوم نیست

من واقعا دوست دارم کثیفی های تهران بره کنار و زیبایی هایش نمایان شه

البته من این عقیده دارم که این کار به سن من و شما نمیرسه (ایشا ا.. 100 ساله شید اما من دوست ندارم پیر شم شما اگر دوست دارید و تونستید پیر شید و بمونید اما من دوست دارم همیشه جوان باشم و سرحالزبان) 2500 سال تمدن داشتیم که فرت شد و رفت مثل یه لیوان برای ساختن خیلی زحمت کشیده میشه اما با افتادن رو زمین میشکنه ایران هم اینجوری شده 2500 سال تمدن با اون قلمرو وسیع شده یه گربه حالا بخوان بسازنش خیلی طول داره

این چند وقته حال و حوصله نوشتن ندارم اگر مینویسم چرت و پرت مینویسم باید یه فوت اساسی کنم تا این خاکها برن

ببخشید اگر احترام را رعایت نکردم خیلی دلم پر بود


 
comment نفس های گرم دوستان ()